امروز از ديروز خيلي مهم تر است چون :
يك.مجلس به كردان راي عدم اعتماد داد .
دو.اوباما اولين رئيس جمهور سياه پوست امريكا شد.

سه. البته از همه مهمتر ،تا يك ساعت ديگه هليكوپتر فرود مياد و من سكوي نفتيمون رو ترك مي كنم
امروز از ديروز خيلي مهم تر است چون :
يك.مجلس به كردان راي عدم اعتماد داد .
دو.اوباما اولين رئيس جمهور سياه پوست امريكا شد.

سه. البته از همه مهمتر ،تا يك ساعت ديگه هليكوپتر فرود مياد و من سكوي نفتيمون رو ترك مي كنم
در تعاريفي كه امروز براي كاربري در اينترنت مي شود وبلاگ من يك وبلاگ حرفه اي به حساب نمي آيد، چرا كه وبلاگ داري از اصول و قوانيني پيروي مي كند كه بسياري از آنها جزو اهداف من براي نگارش در اين فضا نبوده اند؛ به عنوان مثال دروغ است اگر بگويم براي من اصلا مهم نيست كه كسي اينجا را بخواند، كه در اين صورت فلسفه نگاشتن در اين وبلاگ احمقانه خواهد بود. اين موضوع وجود دارد ولي اهميت زيادي براي من ندارد و با اينكه تمام دستورالعمل هاي خبرگان اين راه ازجمله دكتر مزيدي و فتحي را در اين زمينه مطالعه كرده ام ،انگيزه اي براي عمل به اين توصيه ها ندارم. همچنين در تقسيم بندي كاربران در اينترنت كه دكتر مجيدي در يك پزشك مقاله جالبي در اين مورد آورده است، مي توانم همين حرف را بگويم كه من جزو (creative)خلاقان اينترنت نيستم، يعني مطلب جديدي از ذهن خودم خلق نمي كنم و اساسا اين وبلاگ محليست براي پياده كردن آنچه كه در ذهنم مي گذرد و از آنجايي كه اصلا اولويت ندارد فواصل زيادي بين نوشته ها وجود دارد. البته اين را هم بگويم كه صرفا خلاق بودن امتيازي محسوب نمي شود ،چرا كه ممكن است فردي فقط مزخرف به بيرون تراوش كند (بدون قصد توهين مثل برخي از وبلاگهاي شعر). براي مثال چند لينكي كه پيوندهاي اين وبلاگ ديده مي شوند ، مكانهايي هستند كه در عين سادگي ( البته غير از آدم برفي ها كه بسيار پيچيده است) مي توان آنها را معيار ساده اي از خلق كردن به حساب آورد.هر چند معمولا همه خلقت هاي بشر در پاسخ به يك نياز است.
در هر روي كاربري من در اينترنت بيشتر از نوع مطالعه است و در اين زمينه به طرز بيمار گونه اي حريص هستم
و واكنش هاي خود را بيشتر به موارد مورد مطالعه ام مي نگارم . ترجيح مي دهم فرصتم را براي عبور دادن آنچه كه مي خوانم از فيلتر خودم و نگاشتن آن در اينجا به هدر ندهم و بجاي آن از امكانات روز موجود در اينترنت براي به اشتراك گذاري سريع مطا لب استفاده كنم مثل گوگل ريدر و فرند فيد و خوشمزه و بالاترين و يا حتي دنباله .
حال انگيزه من براي نگارش اين پست خيلي جالب است و خودم ارتباطي در اين بين نمي بينم![]()
بالاخره بخشي از لايحه جرايم اينترنتي تصويب شد : از 2 سال زندان تا نهايتا اعدام براي تشويش اذهان عمومي . گويا بهترين وبلاگها هم قرار است توسط دولت رصد شده و مورد تقدير قرار بگيرند كه بعد از رده اول وبلاگهاي علوم ديني و قرآني، با فاصله بسيار زياد به تيراژ بالاي مخاطبين از وبلاگهاي زرد تقدير خواهد شد.
بد هم نيست يك وبلاگ زرد با دوستان بزنيم و جديد ترين آهنگ ها و عكس هنر پيشه ها و اندكي خاله زنك بازي هم ( ارتباطات مخفي آدمها با هم) چاشني اش كنيم تا در نظر دولتمردان كاربران بي آزار اينترنت شناخته شويم.
همه اين خزعبلات را نوشتم تا سر پوشي بگذارم بر اين جمله آخر كه امروز روز خيلي مهم و سرنوشت سازيست، براي هممه مردم كره زمين ، چرا كه امروز مردم آمريكا تصميم مي گيرند ساكنان كره زمين چگونه بايد زندگي كنند ( خيلي دايي جان ناپلئوني بود؟) و روز شايد مهمي براي ما ايرانيان است چرا كه امروز و در واقع همين الان اتفاقي در شرف وقوع است: استيضاح كردان وزير كشور كه اگر راي بياورد و اگر به قانون اساسي عمل شود و بر عكس روال پيچاندن قانون در بين رجال مملكت موضعي اتخاذ شود كل دولت بايد مجددا راي اعتماد بگيرد.
عجيباً غريبا!
۱.همزمان با اعتراض برخي نهادهاي دانشجويان اصولگرا به حکم زندان براي مدير مسوول سايت اينترنتي "عدالتخانه"، دادسراي تهران خبر داد که: "حکم مدير سايت عدالتخانه اشتباه اعلام شده است".مهرماه بود که خبرگزاري هاي فارس و مهر خبردادند که امير تفرشي در پي شکايت حسين موسويان، سخنگوي تيم سابق مذاكرات هستهاي ايران و معاون بينالملل مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام به شش ماه زندان و 20 ضربه شلاق محکوم شده است.
۲.چيزي به استيضاح دكتر نمانده ،ايشان هم براي اينكه از رده طنازان عقب نماند، گويا به نمايندگان مجلس پيغام داده اند كه: "درست است كه من خالي بسته ام،درست است كه من با فوق ديپلم احتمالي ،دانشيارم ولي بسياري از اعضاي هيات علمي با مدرك دكترا و بالاتر ،استاديار، درست است كه من سالها با اين مدرك حقوق گرفته ام،درست است كه كاري كه من كرده ام بر اساس قوانين مدني تا 3 سال حبس دارد ولي مستحق چنين تاواني نيستم و تاوان اين كارهاي من معذرت خواهي است نه استيضاح!"
۳.ديشب در برنامه عصر ايمان دكتر عماد افروغ به طنازي اي پرداختند كه دود از گوشهاي من بيرون زد ايشان فرمودند: " تمام بدبختيهاي ما از زمان رضا خان شروع شده كه جامعه ما را دگرگون كرد و با عرض پوزش از مردم محترم بايد بگويم كه ما انقلاب كرديم ولي فقط آدمها را عوض كرديم و نتوانستيم ساختار حكومت پهلوي را تغيير دهيم." دكتر افروغ در پاسخ اصرار مجري بر اينكه اين روند از قبل ايجاد شده بود يا اختراع رضا شاه بود اظهار كرد:" شاه هاي قاجار ما عليرغم همه مسايلي كه داشتند به اصول و سنت ها پايبند بودند." و اين يعني اينكه ملت شريف ايران! بي خيال اينكه خاندان قجري چگونه مادر مملكت را به.... دادند،فراموش كنيد كه چه بخش عظيمي از اين خاك در زمان آنها از كشور جدا شد، اشكال ندارد كه طلاي زنان اين مردم براي تامين هزينه جنگ از آنان گرفته شود ولي آنها را ذوب كرده و خرج سفرهاي مشهورشان كردند.فقط مهم اينست كه شاه هاي قاجار به اصول استبدادي حاكم پايبند بودند،به چشم در آوردن ها ، به اهميت دادن به چاپلوسها، به اصل اصيل حماقت تاريخي و..... مهم اصول است برادران سنت را در يابيد ،گور باباي مدرنيته! خلاصه اينكه طرح نظري استريليزاسيون قاجاريه كليد خورده است.
فعلا بي خيال "نلسون ماندلا" ي كبير.
آدم ديوانه مي شود. اينها را ببينيد: علل زلزله
و عوامل نجات از زلزله![]()
باورتان مي شود كه اينها را نه در سايتهاي مذهبي ومربوط به حوزه هاي علميه ، كه در سايت هلال احمرمنتشر شده است؟ يعني اصلي ترين متولي برخوردبا بحران هايي مانند زلزله، سيل و...
الحق كه بخش آموزش اين سازمان بشدت فعال است.اما يك سوال : ايران يكي از بيشترين آمارهاي مرگ و مير در اثر زمين لرزه را در صد سال اخير داراست،كسي در سازمان هلال احمر وجود دارد كه ارتباط اين علل و عوامل توضيح داده شده را با آمار قربانيان ايراني زلزله براي من توضيح دهد؟
نكند عوامل استكبار جهاني در اين سازمان خدوم نفوذ كرده اند و قصد دارند ملت شريف ما را متهم كنند كه مغضوب خداوند هستند؟
ديروز در يك پست طولاني در مورد اين فيلمي كه اخيرا از رابطه خصوصي يك آقاي ملبس به عبا و عمامه پخش شده مطالبي نوشتم و به آسيب شناسي رفتار ما ايراني ها در زمينه سرك كشيدن به زندگي مردم پرداختم كه به دليل يك اشتباه سهوي پاكش كردم
.قصد پرداختن به موضوع ديروز رو ندارم چون احساس حماقت مي كنم از تكرار يك كار.اما آخر مطلب فقيد ديروز اشاره اي داشتم به رفتار ماندلا گونه و قامت بزرگ و پيامبرانه اين انسان بزرگ و اينكه چگونه بخشش مي تواند .........
اين موضوع را دوست دارم و به آن در آينده خواهم پرداخت،مخصوصا با پرونده اي كه اين شماره شهروندامروز چاپ کرده بود.