تبليغاتX
نمای نقطه نظر

نمای نقطه نظر


خب استاد شجريان هم مزه انتقاد از سياست هاي دولت رو چشيد!

پس از عصبانيت جناب شجريان از قطع مكرر برق و بي برنامگي در جريان كنسرت همايون خان و گروهش كه به انتقاد استاد روي سن منجر شد، گويا دفتر امور مجوز هاي وزارت جناب صفار هرندي در راستاي طرح كرامت انساني دولت آقاي دكتر و جهت احترام به حقوق مردم شريف كه براي كنسرت ها وقت و هزينه مي كنند

و همچنين براي عدم خدشه به نام استاد شجريان و هزار تا دليل خوب ديگر، تا اطلاع ثانوي و تا زماني كه دلايل اصلي بروز چنين بي احترامي هايي (قطعي برق) به ساحت هنر ايران شناسايي نشوند موضوع مجوز به كنسرتهاي استاد شجريان   " كان لم يكن" اعلام مي شود.

باز هم از حكومت مهرورز دكتر انتقاد كنيد! مي بينيد چه احترامي براي هنرمند و هنر دوست قايل هستند؟

استاد شجريان عزيز! فكر مي كنم بعد از دكتر سروش و محسن كديور و حسن يوسفي اشكوري و محسن نامجو و نيك آهنگ كوثر و هزاران بزرگ و كوچك نامدار و ناشناس ايراني ديگر، اين بار  " قرعه دولت به نام شما افتاد" ، و اراده بر آن شده كه شما را نيز فراري دهند .حال اينكه چقدر پايداري كنيد يا اينكه آنان چقدر قدرت براي مبارزه با نام بزرگ شما در چنته داشته باشند، امريست جدا كه در اين مقال نمي گنجد، ولي باور دارم كه با رفتن شما وشمايان فقط اين كشور و ساكنانش خواهند بود كه هزينه اين خسران را پرداخت خواهند كرد.

مسلما حرجي بر شما نيست حتي اگر امروز برنجيد و ايران را ترك كنيد.


+ نوشته شده در  2008/9/30ساعت 17:36  توسط سعید توکلی  | 


عجب ركبي خورديم! ديدين !؟ حالا هي دكتر جيغ بزنه مافياداريم ها! شماها بهش بخندين، ديديد تا اين بنده خدا پاشو از ايران بيرون گذاشت اين مظاهري بي معرفت يه نامه گرفت دستش و چغولي كنان ، زپرت هر چي رايحه مايحه خوش خدمت رو قمصور كرد؟
اين دكتر باهوش ما هم رفت در قلب دشمن با هر خبر نگاري كه ميشد صحبت كرد و همه رسانه ها رو روشن كرد كه " برداشتتون از ايران كاملا اشتباهٍ و ايرانيها از همه دنيا آزادترن" ، ولي مگه به خرج اين امپرياليست ميره كه ما اينهمه خوبيم؟
نامردا مخ اين مدادوف! ساده رو زدن و تا ما اومديم پيروزيهامون توي نيويورك  رو جشن بگيريم ضد حالي بهمون زدن اساس، هر چي مسافرت بود از دماغمون در آوردن!
بيكار هاي بي خاصيت بازم يه چيزايي واسه خودشون گفتن اسمشو هم گذاشتن قطعنامه خبر ندارن كه ما داريم كسايي(امثال آقاي شيباني) رو كه عزمشون رو جزم كردن كه سينه هاي ستبرشون رو جلوي تركشهاي ساركوزي ماركوزي ها سپر كنن تا ما نترسيم و احيانا......

-------------------------------------------------------
اما ، بتاز سمندر ، بتاز!
اكنون دور ،دور شماست .خودمان خم شديم تا بهتان سواري بدهيم ، لذت سواريتان را ببريد ولي اندكي بترسيد از روزي كه خسته شويم از سواري دادن.

-------------------------------------------------------

پ.ن: اين آقاي شيباني كامنت طنزي گذاشتن كه من رو كلي خجالت داد. ايشون قول دادن به همراه عده اي
شجاع قلب بروند جلوي خمپاره هاي 60و 120 دشمن سپر انساني تشكيل دهند.لازمه بگم كه آقاي شيباني دامپزشكي هستند غيور.
+ نوشته شده در  2008/9/28ساعت 15:9  توسط سعید توکلی  |