تبليغاتX
نمای نقطه نظر

نمای نقطه نظر



امروز از سر بيكاري و خسته از زبان انگليسي تصميم گرفتم يه كار غير انگليسي بكنم بنابراين توي آرشيوم يه گشتي زدم و فيلم Blind Chance ساخته كيشلوفسكي رو انتخاب كردم براي باز بيني.
جاتون خالي خيلي حال داد. اينكه اين بنده خدا بيست سال پيش چه موضوع بكري انتخاب كرده.



جالب اينجاست كه بر خلاف قصد مازوخيستانه اوليه ام از اينكه با توجه به زبان غير انگليسي فيلم كمتر بتونم باهاش ارتباط برقرار كنم و فقط زيرنويس فارسي كمكم كنه، اساسا زيرنويس  نقش بسيار كمي توي چشم نوازي فيلم داشت. فضاي سرد و جامعه پر كنتراست اروپاي شرقي پس از جنگ جهاني بخوبي در جاي جاي فيلم مشهوده طوريكه حتي خصوصي ترين روابط انساني طوري سرد به تصوير كشيده شده كه گويا شاهد مسواك زدن شخص قبل از خواب هستيم.(منظورم كار قبل از مسواكه).
در ساختار اپيزوديك اين فيلم چند تا سرانجام براي قهرمان تصوير شده كه هر كدوم از ديگري مزخرف تر و جفنگ تر هستن، اما اين فيلم حرفي براي گفتن داره كه طبيعتا سرنوشت قهرمانش نيست.
ديدن اين فيلم اگر نديده ايدش واجب كفايي و اگه قبلا ديديد مستحب است (مرتبط با حال و هواي معنوي ما در اين روز هاي مبارك)


+ نوشته شده در  2008/9/5ساعت 17:49  توسط سعید توکلی  | 


توي اين روز هاي ماه رمضان كه معنويت و پاكي و صداقت و پرهيزكاري و عشق به همنوع و صفا و صميميت داره از گوشهاي يكايك مردم شريف،نجيب،ديندار،راستگو و هميشه جوگير( اٍ ببخشيد منظورم هميشه در صحنه بود) ايران
به بيرون فوران ميكنه خووندن اين اظهار نظر جناب ساركوزي خالي از لطف نيست كه
ممكنه يه روز صبح از خواب بيدار شيم ببينيم اسراييل به ايران حمله كرده
يكي نيست بهشون بگه آخه نامردا دلتون مياد ما كه اين همه خوبيم رو اذيت كنيد؟

+ نوشته شده در  2008/9/5ساعت 12:59  توسط سعید توکلی  | 


خب بالاخره شيپور جنگ قدرت به صدا در آمد و  حزب جناب شيخ كروبي آغاز گر آن شد و آقاي رهبر هم توپ را مجددا به زمين چپها انداختند و با حمايت بي دريغشان از دولت نهم به آقايان نشان دادند كه با دعواهاي زرگريشان
تنها كاري كه ميتوانند بكنند داغ كردن تنور انتخابات خواهد بود و گرنه دولت مورد تاييد همين جنابان "خوش خدمتي" هستند ( راستي هيچ فكر كرده ايد كه انجمن نوبل چرا جايزه نوبل اقتصاد را به تيم اقتصادي دولت نميدهد؟
من مطمئنم دست استكبار پشت ماجراست وگرنه اين هنر نمايي آقايان در انواع رشد را حتي نوابغي مثل "آدام اسميت" هم نميتوانستند پيشبيني كنند).
اما ما مردم چه بر سرمان خواهد آمد؟
فكر مي كنيد راه نجاتي داريم؟ به زعم من راهكار جناب ناطق و تشكيل دولت وحدت ملي ( آنهم نه به نمايندگي آقاي خاتمي) تنها راه باقيمانده و بهترين آنهاست.
اگر اين دوستان چپ تشنه قدرت اندكي منطق بر رفتار سياسيشان حاكم كنند امروز روزيست كه همگي بايد
زير علم شخصي مثل آقاي رفسنجاني سينه بزنيم (بلكه هم زنجير).
همه يعني تمام روشنفكران و تحصيل كردگان! تا شايد زورمان به حماقت تاريخي ملت ايران بچربد و بتوانيم
ملت ساده را بباورانيم كه ادا هاي عدالت خواهانه و گدا پرورانه در دنياي امروز رنگي ندارند .
اينكه دست از افسانه پردازي ها و خيال بافي برداريم و بفهميم كه تنها راه برون رفت ايران از روزگاري كه گرفتار آنيم پيشرفت بطئي و گام به گام است حتي اگر مركبمان را دوست نداشته باشيم.
+ نوشته شده در  2008/8/29ساعت 10:54  توسط سعید توکلی  | 


نمی دونم عروسی من به وب ربطی داره یا نه! چون کلهم دو سه نفر از مهمونای ما مطالب این بلاگ رو میخونن
ولی از اونجای که دچار مقداری احساس رضایت شدم شاید یه زمانی تصمیم گرفتم اینجا چیزی بنویسم.
اما فعلا اون چیزی که از مجلس عروسی ما به ماهیت این وبلاگ ارتباط پیدا میکنه یکیش قطعی برق بود که 2 ساعت مجلس رو در تاریکی فرو برد (خوشبختانه سر شب بود و من و عروس خانم امکانش رو داشتیم که نریم تو مجلس). نکته بعد هم این بود که تا مراسم عقد تموم شد و ارکستر خواست شروع کنه دوستان اماکن اومدن و تا یک ساعتی جو خفقان رو به مجلس حاکم کردن. اما خب در نهایت همه چیز به خیر گذشت.
اما جالبه که ایرانیها با این همه بلایی که داره سرشون میاد از نظر آقای دکتر خیلی هم خوشبخت و شاد هستن.
احساس حماقت میکنم!
وسط همین مجلس عروسیم به خودم قول دادم سال آینده شمسی رو در خاک ایران نباشم و این مملکت رو با تمام گل و بلبل هاش برای دیگران بگذارم ، هر چند که دوست دارم در صورت تغییر شرایط فعلی  برگردم همینجا    ( که در 50 سال آینده بعید به نظر میرسه که این کشور قابلیت زندگی رو بدست بیاره)
+ نوشته شده در  2008/8/23ساعت 16:25  توسط سعید توکلی  |